تبلیغات
شهر فرنگ - نامه یک طلبه به خدا!!!
به شهر فرنگ خوش آمدید ...

نامه یک طلبه به خدا!!!

نامه یک طلبه به خدا!!!

خدمت جناب خدا سلام علیکم!!!

شما در قرآن فرمودید : هیچ موجود زنده ای روی زمین نیست مگر آنکه

روزیش

به عهده توست.

و همچنین فرمودی : به درستیکه خدا خلف وعده نمی کند.

از آنجا که من بنده شما می باشم و طبق وعده شما روزی من به عهده

شماست من

هم لیستی از خواسته هایم تهیه کرده ام که لطف فرموده و آنها را به

نشانی

: مدرسه مروی و …

برسانید.

۱. همسری زیبا و متدین

۲. خانه ای بزرگ

۳. خدمتکار

۴. باغ بزرگ

۵. کالسکه

۶. کالسکه ران

۷. پول برای تجارت

نظر علی بعد از نوشتن این نامه به مسجد شاه سابق(امام جدید) می رود

و

نامه را در بین شکاف دیوار قرار می دهد.

نظر علی مرد بسیار فقیری در زمان ناصر الدین شاه بود. او نویسنده کتاب

کشف الاسرار نیز می باشد. او در مدرسه مروی طلبه بود و از آنجاکه حتی

چیزی برای خوردن نداشت شبها بعد از خوابیدن همه طلبه ها بین زباله ها

به

دنبال غذا می گشت. تا اینکه شبی این نامه را نوشت…

از قضا فردای آن روز ناصرالدین شاه برای شکار به خارج از شهر می رفت

که

از این مسجد عبور می کرد…و در همان لحظات بود که طوفان سختی

شروع شد و

ناصرالدین شاه و اطرافیانش مجبور شدند در مسجد بمانند…در همان

لحظات

باد نامه را از سوراخ بیرون آورده و جلوی پاهای ناصرالدین شاه به زمین

انداخت…

ناصرالدین شاه هم نامه رو برداشت و شروع به خوندن کرد…

اول خندش گرفت که نوشته جناب خدا سلام!!!!

اما بعد که کل نامه رو خوند از شکار منصرف شد و به طرف مدرسه مروی

حرکت کرد..

نظر علی رو خواست و پرسید این نامه از شماست؟

وقتی نظر علی جواب مثبت داد ناصرالدین شاه گفت : نامه ای که به خدا

فرستادید خدا به ما حوالت فرمود.

رو به وزراش کرد و گفت: آقایان وزرا هر کدام یکی از خواسته های ایشان

را

اجابت کنید:

خلاصه که یه نفر دخترشو داد … یه نفر بهش خونه و …. خلاصه همه

حاجتای

نظر علی یه شبه برآورده شد…

این است معنای توکل به خدا!!


ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
موضوع :  عمومی ، 
این مطلب توسط دایی جون  روز 1392/12/3 در ساعت 08:26 نوشته شد | نظرات()